همین الان که دارم مینویسم تو مسیر برگشت از دانشگاه به ترمینال هستم ،در حال فرار !فرار که به کلمه هم باهات هم کلام نشم که بغضم کل این روزا !که تو هم نیومدی و هیچی نگفتی که از صبح همه با هم خداحافظی کردن ولی ما ،من و تو هیچ کلمه ای حتی از نگاه هم دیگه هم فرار کردیم ....که تو ول این روزا هم به هم فرصت ندادیم ...دارم مینویسم از تو که همیشه دقیقا کنارم بودی ،مثل الان که جلوم نشستی ولی حتی یه لحظه با هم نبودیم ...میگذره دیگه ،نمیگذره ؟
برچسب:
نویسنده: رضا موسوی
تاريخ: پنجشنبه
23 تير
1401 ساعت: 20:12